چگونه کودکان را در یادگیری فعال کنیم؟

چگونه فرزند خودم را از پوشک بگیرم؟
بهمن ۶, ۱۳۹۵
حمله وحشتزدگی یا پانیک (panic) چیست؟
بهمن ۶, ۱۳۹۵

یکی از چالش های معمول والدین و مربیان بویژه در مقطع دبستان، دلسردی و عدم  همکاری کودکان در یادگیری است. این جمله را بارها از والدین شنیده ایم که می گویند: “کودک من با استعداد است اما علاقه ایی به یادگیری ندارد.” متاسفانه والدین و مربیان با اصرار بیش از حد به درگیر کردن بیشتر کودکان در امر یادگیری، انرژی روانی خود و کودکان را کاهش داده و با شکست مواجه می شوند. درحالیکه تنها لازم است راهکارهایی را به کار گیرند که کودکان را در یادگیری و انجام تکالیف مدرسه درگیر کنند.

اولین گام در یادگیری موثر توجه به اصل فعال بودن کودکان  و دادن حق انتخاب به کودکان است. یکی ازنویسندگانی که بعد از قرون وسطی به دادن حق انتخاب به کودکان و آزادی در انتخاب تکالیف، نظریاتی ارائه داد، موسکا موستن بود که نقش معلم را در انتخاب تکالیف درسی کمرنگ کرد و شرایطی را ایجاد کرد که کودکان بتوانند ازبین چندین تکلیف درسی نسبتاً مشابه انتخاب کنند و معلم تنها نقش  هدایتگر را داشته باشد. زمانیکه کودکان قادر باشند تکلیف موردنظر را انتخاب کنند در حقیقت به آنها فرصتی داده ایم که خود را محک زده، استعدادها، علایق و سبک یادگیری خود را کشف کنند و در یادگیری و انجام تکالیف مستقل شوند.

گام دوم در فعال کردن کودکان، استفاده ازحواس پنجگانه و روش های متنوع در یادگیری است. اگر در یادگیری، حواس بینایی، شنوایی، لامسه و جسمی-حرکتی به شکل همزمان درگیر شوند، یادگیری نهادینه تر و آسانتر است. به عنوان مثال زمانیکه کودک مجبور است به مدت یک ساعت تکلیف هجی کردن حروف را انجام دهد با انجام بازی هایی همچون (باصدای آهسته صحبت کن و خوب بشنو، جورکردن حروف الفبا، درست کردن حروف الفبا و چسباندن آن بر تخته آهن ربایی) و یا انجام بازی های جسمی حرکتی در حین فعالیت های رسمی یادگیری،می توان میزان فعالیت کودکان را افزایش داد. همچنین باید به ایجاد انگیزه و علاقه در تکالیف یادگیری، توجه کرد. بهتر است در انتخاب تکالیف یادگیری، تکالیفی متناسب با توانایی کودکان انتخاب شوند. محول کردن تکالیف پیچیده و زمان بر، میزان فعالیت کودکان را در امر یادگیری کاهش می دهد.

بهتر است گاهی نقش کودک و معلم در قالب بازی های ایفای نقش جا به جا شوند. به عنوان مثال کودک نقش معلم را بازی کرده و تکالیف درسی را تصحیح کند. ایجاد فرصت هایی که کودکان مجبور به بررسی صحیح یا غلط بودن تکالیف درسی شوند، دقت و علاقه آنها را نسبت به آیتم های یادگیری افزایش می دهد و همچنین موجب می شود احساس مسئولیت بیشتری کرده و با دقت بیشتر امور را انجام دهند. مربیان می توانند کودکان را در غالب گروه های کوچک دسته بندی کنند و از آنها بخواهند تکالیف درسی را به هر روشی که مناسب می دانند به یکدیگر آموزش و سپس انجام دهند. گروه بندی کودکان و دادن مسئولیت های یادگیری به علاوه برخورداری کودکان از وسایل کمک آموزشی در هر گروه، بستری مناسب جهت تقوت خلاقیت برای کودکان فراهم می سازد. برای ایجاد خلاقیت و درگیری کودکان در یادگیری باید برای آنها مسئله ایجادکنیم. مسایلی که کودکان نسبت به آنها کنجکاوی و حساسیت بیشتری دارند. تقویت خلاقیت در کودکان مستلزم ایجاد فضایی بدون محدویت وایجادمسایل و بازی هایی باپایان باز است. منظور از بازی ها باپایان باز، یعنی بازی هایی که قواعد محدودکننده نداشته باشند و کودکان در هدایت آنها آزاد باشند. به اعتقاد تورنس، نمرات خلاقیت بالا دقیقا به میزان ضریب هوشی بالا منجر به پیشرف تحصیلی کودکان می شود. دقت داشته باشیم که هر قدر کودکان در یادگیری فعال تر باشند، میزان عزت نفس و ابراز خود بویژه درمحیط های آموزشی درآنها افزایش خواهد یافت و پیشرفت های تحصیلی چشم گیرتری خواهند داشت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *