سلام من دختر24ساله ای هستم که مدت 3سال بااقای 35ساله ای در ارتباطم من تو سن پایین پدر و مادرم رو از دست دادم و مستقل زندگی کردم شاید بخاطر این روش زندگی هیچ وقت نتونستم باپسری هم سن خودم رابطه داشته باشم حالا مشکل اینجاس که این اقا با من قصد ازدواج دارن ولی خانوادشون به علت تفاوت سنی زیاد و شرایط خانوادگی و مالی من مخالفن چیزهایی که من هیچ تقصیری در روی دادنش نداشتم و در مقابلش قوی بودم ایشون هم نمیتونن جلوشون بایستند شما چه راهکاری پیشنهاد میدید،ایا صلاح هست که من با مادرشون دیدار داشته باشم؟

سلام دوست عزیز تمامی موضوعاتی که مطرح کردید براحتی پذیرفتنی و قابل حل است بجز جمله آخرتان « ایشون نمیتونن جلوشون بایستند » !!!! دوست خوبم باید بپذیرید که ایشان با وجود داشتن ۳۵ سال هنوز توانایی متقاعد کردن والدین خود را ندارند و حاضر نیستند مسؤلیت انتخاب خود را پذیرفته و مردانه دفاع کنند.قرار نیست جلوی کسی بایستند ، فقط کافیست قاطعانه کنار شما بوده و به هدف خود مبنی بر ازدواج با شما بچسبند!! برای راهنمایی بیشتر با ما در تماس باشید. روزگارتان خوش

مشاوره و روانشناسی  

سلام شما با تصور حامی بودن ایشان جلو می‌روید در حالی که ایشان در همین قدم اول پشت شما را خالی کرده اند و نمی‌توانند خانواده را راضی کنند. و شما با 11 سال تفاوت سن و کوچکتر بودن میخواهید مشکلات سر راه را از میان بردارید. خوب دقت کنید اگر الان شما اصرار به این ازدواج داشته باشید تا آخر زندگی مشترک بار تمامی چنین مشکلاتی بر دوشتان خواهد بود. حرف من به این معنا نیست که دنبال مردی شبیه پدر باشید که حامی باشد خیر، اما میخواهم بگویم ایشان هم آن چیزی که تصور می‌کنید نیستند. طبیعت والدین را از شما گرفت، جای خالی آنها را هیچکس نمی‌تواند پر کند. دیگر به دنبال والد نباشید، همان والدی که همه یکروز از دست می‌دهند. به دنبال یار باشید. تفاوت سنی همیشه می‌تواند مشکلاتی در پی داشته باشد. هیچ دختری با پدر خودش هرچقدر هم که دوستش داشته باشد نمی‌تواند ازدواج کند. از این 3سال به عنوان تجربه ای خوب برای ساختن آینده ای بهتر استفاده نمایید.

مشاوره و روانشناسی