سلام من دختر 23ساله هستم 5ماه پیش با یه پسر 25ساله که هم دانشگاهیم بود به درخواست و اصرار ایشون قرار شناخت و ازدواج گذاشتیم،،تایمی رو مشخص کرده بودن واسه اشنایی و بعد قرار بود بیان خواستگاری،به خانوادشونم گفته بودن و اونا هم راضی بودن،اما وقتی زمانش تموم شد پدرش هنوز خونه نخریده بود و این پسر هم اصرار کرد به خانوادش و دعواشون شد،،پدرش خیلی جدی باهاش مشکل پیدا کرد و گفت اصلا الان وقت ازدواجت نیست،پدرش گوشیشو یه مدت گرفت و به منم پیام داد که ارتباطتونو قطع کنین تا وقت ازدواجتون،حتی من کفتم نه شما

سلام کاربر گرامی ممکنه احساس های ناخوشایند داری تجربه می کنی و متوجه هستم که خیلی فکرت در گیر شده و خانواده ایشون مقصر می‌دونی موضوع این که لازم بتونی با عقلانیت بیشتری به این مسائل نگاه کنی، چون در ازدواج بجز بلوغ جنسی، نیاز به بلوغ های دیگری هم هست از جمله بلوغ اقتصادی ... همچنین داشتن شغل، مسئول بودن لازم به آنها هم توجه کنی، در جامعه شرقی دو تا خانواده با هم ازدواج می کنند نه دو نفر به تنهایی پس لازم خانواده ها تا حدودی در امر ازدواج فرزندانشان رضایت داشته باشند. امیدوارم بتونید با درایت از این مسائل پیش آمده خارج شوید. موفق باشی.

مشاوره و روانشناسی  

سلام دوست من متاسفم که همچین شرایطی پیش اومده و شما رو درک میکنم. پیام‌ شما رو از چند جنبه میشه بررسی کرد. آیا ایشون به لحاظ استقلال شخصیتی و مالی شرایط تشکیل زندگی رو داشتن ؟ چه روابطی در خانواده ی اونها هست که پدر گوشی پسر ۲۵ ساله ش رو ازش گرفته؟ پدرشون قرار بوده برای پسرش خونه بخره یا خودش؟(پسر دانشجو ، بدون خونه،) و موضوعی که از همه ی مسائل بالا با اهمیت تر هست خود شمایید عزیزم که مشخصه حرف های نگفته ی زیادی داری...

مشاوره و روانشناسی